بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

زندگی ما دوسالگیت مبارک :)

سلام دردونه ... امروز زندگی ما دو ساله شد ... ان شاالله سال آینده سه تایی سه ساله شدنمون رو جشن بگیریم عزیز دلم ، البته ما که جشن نمیگیریم اما تو باشی جشنی که توی قلبمون برپاست پر نشاط تره دوستت دارم همچنان     ...
22 ارديبهشت 1395

و فرض می کنم که تو می خوانی ...

می خواهم برایت نامه ای بنویسم بدون هیچ ابهام ، برویم سر اصل مطلب ؛ اصل مطلب این است که دلم برایت تنگ است ! اصلا تو حال مرا می دانی ؟! می دانی که هر شب برایت نامه می نویسم و فرض می کنم که تو می خوانی ... هر شب با تو حرف می زنم و از حال خودم می گویم فرض می کنم که تو هم جوابم را می دهی اما جواب هایی که من ، منتظر شنیدنش هستم ! چون می دانم تو واقعا جواب نمی دهی یا اگر جوابی بفرستی ، قطعا من ناراحت می شوم از شنیدنش ... پس بگذار فرض کنیم همه چیز خوب است ! شاید حال من هم بهتر شد ... [ فرهاد محمدی ] ....................... سلام عزیز دلم دیشب بالاخره رفتم سونوگرافی بعد از چند ساعت توی نوبت نشستن ج...
9 ارديبهشت 1395

یا رحمن و یا رحیم ...

سلام عزیز دلم   چند روز پیش بی بی چک گذاشتم و جوابش واضحا منفی شد ! گفتم خدا نخواسته و به صلاحمون نبوده این ماه حتما   توی پست قبلی گفتم باید برم حافظ . رفتم اما بازم نشد بهونه های مختلف میارن هر دفعه با دل شکسته برگشتم پیش همسری که جلو در بیمارستان منتظرم بود ، بغض گلومو فشار می داد خیلی سعی کردم کنترلش کنم و موفقم شدم با چند دقیقه حرف نزدن اما بازم گفتم خدا نخواسته ، همسری گفتن برو خصوصی هزینش هم مهم نیست ، حتی رفتم خصوصی اما اونا هم نبودن و باید عصر دوباره میرفتم ، اسممو هم نوشتم توی لیست اما بخاطر اینکه باید آماده می شدم برای رفتن به اعتکاف نرفتم .   امشب قبل نماز که رفتم وضو گرفتم یه...
7 ارديبهشت 1395
1